تبلیغات
نوشته هایی از زبان یک راوی کور - دوباره...
نوشته هایی از زبان یک راوی کور



دوباره
درلابلای موهای زمان
تمام بدبختیها می رویند
آبها سر می خورند سربالا
گرگهای تشنه خواهند مرد
در برف مرا به دجوخه ی تیر می کشند
زیر همین درخت
آواره در میان همه ی شبها
چشمهای تو چراغ منند
به رویا میبرنم
درجستجوی خدایی که هرگز نمی میرد
به سان سرباز فاتحی
دوباره راه میروم در همه ی گورستانها ...







[ شنبه 4 دی 1395 ] [ 01:55 ق.ظ ] [ Doom s ] نظرات



      قالب ساز آنلاین